همچنین رفیقی دیگر از شب زفاف خود می‌گفت که در آن شب در کنار همسرش، مادرش و مادر همسرش ایستاده بودند تا نظاره‌گر سکس همسرش با او باشند. او می‌گوید که من در شب زفاف دوازده سال بیشتر نداشت و در مقابل دخول آلت تناسلی همسرم مقاومت می‌کردم و با سیلی مادرم روبه‌رو شدم که به من گفت: « مقاومت نکن که فکر می‌کنند؛ تو باکره نیستی.»

منبع : بازخوانی و تولید متن |آیا بکارت افسانه است؟
برچسب ها :